فاز تو فاز

  • ۰
  • ۰

متن مداحی شب هفتم حاج محمود کریمی محرم 97

نبینم که بی قراری غم نخور

نبینم دنبال یاری غم نخور

مگه من مرده باشم غریب بشی

تا علی تو خیمه داری غم نخور

نگو بال نداره و پر نداره

میتونه که شمشیرم برنداره

تو اگه بخوای قیامت میکنه

علی که اکبر و اصغر نداره

چشماش اعتبار ماه رو ریخت به هم

قدمی نذاشته راه ریخت به هم

اجازه نداد بپرسن این کیه

بی رجز کل سپاه رو ریخت به هم

روی دست اکبرو عمو زده

واسه جنگ به عمه زینب رو زده

یه جوری گرفته بالا سرشو

حرمله هم پیش پاش زانو زده

داره بال و پرشو نشون میده

از تو قنداق سرشو نشون میده

مادرش گفت که باید سپر بشه

به همه حنجرشو نشون میده

آسمون خونی شد و پر روی دست

سر روی دست و پیکر 

وسط حرف زدن حسین زدند

پاشیده شد خون حنجر روی

لبیک میگوییم با یاد علی اصغر

بالاترین فریاد ، فریاد علی اصغر

هر کس که می افتد به دریای گرفتاری

امید آخر هست امداد علی اصغر

شاید در اوج غربت ارباب جبرائیل

گفت است تنها نیستی ناد علی اصغر

گوید خدا روز قیامت من خودم شخصا

میگیرم امروز از تم امداد علی اصغر

قصد عذاب لشکر کفار دارم من

با حرمله امروز خیلی کار دارم من

طفلی که تایید شفاعت در قیامت شد

با آن جلال و جاه هم شان امامت شد

بند قمات کودک شش ماهه ارباب

حبل المتین حوزه و علم و زعامت شد

گفتند لشکر که بعد تیری که به اصغر خورد

کار حسین و خیمه ها رو به وخامت شد

دیدند مولا با سر شمشیر قبری کند

قبری که زیر سم مرکب بی علامت شد

گفتند حتما گنج و گوهر میکند پنهان

حالا نگو که جسم اصغر میکند پنهان


ادامه اشعار در لینک زیر:

متن مداحی شب هفتم محرم 97 محمود کریمی



نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی